احتراما بیانیه و اسامی ستاد 88 در شهرستان گناوه از استان بوشهر به شرح ذیل تقدیم می گردد.
با سلام و صلوات بر محمد آل محمد
ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش بیرون باید کشید ازاین ورطه رخت خویش
سه – دو – یک ...آری
شمارش معکوس شروع شده است و تا صبح فردائی دیگر باید سحرخیز بود و امیدوار . باید فکر کرد ، تصمیم گرفت و انتخاب .... که انتخاب حق همه ماست .
خوب یادم هست ، آری من هنوز به تو فکر میکنم و هنوز هم آری ... آری من و تو با یاری او ما شدیم . یادت هست سفید بودیم و پاک در فردای آن روزی که دست در دست هم بیعت گفتیم و با انگشت سبزمان آمدیم تا سرخ بنویسیم و حماسه ای بزرگ بیافرینیم و برگ زرین پرافتخار دیگری از دفترتاریخ ایران زمین را نقاشی کنیم . واین نقش از آن همه ما بود . نقشی از توکل بخدا – نقشی از دور اندیشی و تفکر مثبت . نقشی از دگردیسی و تدبیر مناسب . نقشی از صبر و تحمل و تجربه ...
یادت هست ؟ آری هنوزهم آری و این بود و آن شد فردای دوم خرداد ما ... نفطه عطفی در تاریخ و تمدن ما با رمز اصلاح طلبی . محتوایی که نقاشی های ما را روز بروز پررنگتر و بهتر جلوه داد ، هرچند آنچه بود و شد و گذشت به مذاق و ظن عده ای خوش نیامد و هضم نشد ولی مهم ما بودیم من و تو ...اینک بگو چه بگویم ؟ بنویس چه بنویسم ؟ من تو را دعوت کنم یا تو مرا دعوت می کنی ؟ آری دعوت برای نقشی دیگر همان نقش فردا . من آمده ام که بگویم می توانیم حتی اگر تو اصرار داشته باشی که نمی توانیم . من می گویم کسی هست اگر تو باز هم بگویی کسی نیست . من می گویم آری و تو .... چون ایمان دارم به خودم به تو به همه . تو هم باید ایمان داشته باشی به خودت به من به ما و به همه. واینطور میشود تا تحقق آرزوها جلو رفت حتی فراتر از رویاها . هرچند رویاها ادبیات فسیلی خوش خیالانی است که فکر میکنند همیشه باید بازی را با دوئل و داربی برد که ما را بی خیال از این رویاها . بگذاریم دوستانمان در کف همین رویاها بمانند و خوش باشند . ما را همین بس که مواظب نقاشی خود باشیم و اینبار ثابت کنیم هر ساختنی در کنار هر ویرانی ممکن است و هر برخاستنی در کنار هر زمین خوردنی ، که اگر پرتگاهی است در کنارش تکیه گاهی هم وجود دارد . پس بپا خیزیم و تکیه گاه هم باشیم و یکصدا ، آری تا آن تپق زدگانی که می گفتند دوران اصلاحات بسر رسید و آقا کلاغه به خونه اش نرسید دوباره شاعر سرکیسه شوند و دوباره وقتی برای آمدن وقتی برای از دست دادن که اگر از دست رفتنی هست بی شک بازگشتی خواهد بود و ما بودیم و هستیم و هیچ چیز را از دست نداده ایم و اکنون فردایمان را سرافرازفریاد میزنیم که باز آمده ایم و می خواهیم آنچه را او می خواهد .
آری اینبار دلم می تپد مثل دلتان و سر درونم از شما یاران پنهان نیست . بعد از این از نگاهم بخوانید و نگوئید نیت چه بود ؟ و اجازه بدهید با تمام احساسم با زبان لکنت وارم و قلم لرزانم بگویم و بنویسم برادر جان –دوست – وزیر ارشاد و رئیس جمهور سابق – اصلاح طلب و فعال سیاسی و اجتماعی – ما همه آماده ایم ما همه دوستت داریم ، حتی حاضریم در این عشقبازی اینبار ما رد صلاحیت شویم تا تو همیشه محبوب بمانی . بیا – بیا – بیا تا ما با اندیشه ای سبز باری دیگر راهی سفید انتخاب کنیم و با دلی سرخ عاشق ایرانی سرافراز باشیم .
یاد مطلبی افتادم بگذار تا بگویمش و تو خود بخوان حدیث دیگری از این مجمل .
یک همیشه یک است . شاید در تمام عمرش نتواند بیشتر از یک باشد اما می تواند خیلی باشد . یک نگاه ... یک دنیا ... یک سرنوشت ... یک دوست و سرانجام یک انتخاب .
پس به امید فردایی بهتر منتظرت هستم .
